فرم مشاهده مقالات
۱۳۹۹/۰۷/۰۲ ۰۸:۰۵ ۳۲۱
طبقه بندی: مقالات و گزارش های حقوق فضا
چچ
تحلیل مواضع جمهوری خلق چین در خصوص پیمان نوظهور آرتمیس

تحلیل مواضع جمهوری خلق چین در خصوص پیمان نوظهور آرتمیس

پس از رونمایی از پیمان آرتمیس توسط ایالات متحده آمریکا که به گفته این دولت، هدف از آن، تسهیل همکاری بین‌المللی و تشویق دولتها و سایر بازیگران به بهره‌برداری از منابع ماه بوده است، برخی گمانه‌زنی‌ها در خصوص موضع دولت چین در تقابل با این پیمان وجود داشته و برخی بر این اعتقاد بودند که این دولت سرسختانه با این پیمان مخالفت خواهد کرد. اما پس از گذشت چند ماه از رونمایی از پیمان آرتمیس توسط ناسا، می‌توان دو نوع موضع متفاوت را از سوی رسانه‌ها و حقوقدانان کشور چین در خصوص این پیمان شاهد بود که بعضی‌ها بر این اعتقادند که همکاری میان این دو دولت در خصوص بهره‌برداری از منابع موجود بر روی ماه نیز خارج از تصور نخواهد بود.

در ماه می 2020، سازمان ناسا از موافقتنامه­ ی جدیدی که دارای مجموعه ­ای از اصول و قواعد،‌ با هدف تضمین امنیت استفاده از فضای ماورای جو بود، تحت عنوان پیمان آرتمیس رونمایی کرد. این سازمان در راستای تحقق شفافیت و صلح در فضای ماورای جو، تسهیل همکاری بین­ المللی و تشویق دولت ها و سایر بازیگران به بهره ­برداری از منابع ماه، در قالب این پیمان مجموعه­ ای از اصول برای قاعده­ مند سازی کاوش و بهره ­برداری صلح­ آمیز از فضای ماورای جو را تنظیم نموده است. همچنین در این مجموعه اصول پیشنهادی،‌ الزاماتی مبنی بر عملکرد مشترک،‌ اشتراک داده ­های علمی،‌ کمکرسانی دولتها در شرایط اضطراری و حفاظت از مکان­ های تاریخی در فضا به عنوان میراث گذشته درج گردیده است.

بر خلاف معاهده 1967 فضای ماورای جو و موافقتنامه ماه 1979، پیمان آرتمیس معاهده ­ای چندجانبه میان دولتها نبوده و صرفا اصولی است که بر پایه مفاد معاهده فضای ماورای جو نگارش شده است. علاوه بر این، ناسا سعی دارد تا اصول مندرج در این پیمان را در چارچوب همکاری دوجانبه و رویه عمومی دولتها و با مشارکت دول همسوی خود بنیادین نماید. به بیان دیگر، اقدامات دول پذیرنده این اصول باعث­ هنجارسازی بین المللی بدون تنظیم هرگونه سند الزام ­آور بین المللی می­ گردد. با این ­حال، اهداف به اصطلاح خیرخواهانه این پیمان، از زیر ذره ­بین تردید برخی دولت­ها به ویژه جمهوری خلق چین در امان نیست.

واکنش رسانه ملی چین

علیرغم عدم درج خبر تنظیم پیمان آرتمیس در تیتر اصلی روزنامه­های چین، این سند طبیعتا واکنشی منفی از جانب رسانه های چین در پی داشت. بسیاری از منتقدین پیمان آرتمیس آن را تلاشی جهت ایجاد وقفه در اهداف فضایی چین تلقی نموده و به صدور آن پس از آزمایش موفق موشک حامل انسان Long March 5B اشاره نمودند. سانگ ژونگ­پینگ، یکی از صاحب­نظران حوزه نظامی و هوافضای چین، پیمان آرتمیس را به جنبش حصارکشی قرن هجدهم در بریتانیای کبیر تشبیه نمود که طی آن، املاک عمومی به مالکیت ثروتمندان درآمده بود. از نظر سانگ ایالات متحده در واقع به دنبال ایجاد یک جنبش حصارکشی در فضا با هدف تصاحب آن بوده و ذهنیت جنگ سردی حاکم بر آن کشور در رقابت با روسیه و چین در عرصه فضایی را محکوم نمود. تلویزیون مرکزی دولت چین، نگرانی­ های سانگ را بازتاب نموده و در همان راستا بیان داشت که پیمان آرتمیس، گامی به سوی تصاحب فضای ماورای جو توسط ایالات متحده­ای منفعت­ طلب می­باشد.

دیگر منتقدان پیمان آرتمیس،‌ نسبت به قابلیت اعمال آن مطابق با چارچوب حقوق بین­ المللی فضای ماورای جو تردید داشته و با استناد به معاهده فضای ماورای جو و موافقتنامه ماه 1979، این پیمان را صریحا ناقض اصول اساسی راجع به ممنوعیت اعمال حاکمیت بر فضای ماورای جو می ­شمارند.

منتقدان در دو روزنامه Global Times و Guancha، پیمان آرتمیس را اقدامی جاه ­طلبانه و بلند­پروازانه به منظور هنجارسازی یک جانبه در زمینه بهره­ برداری از منابع ماه می ­دانند. ژانگ بوکسین، کارشناس هوافضا و سردبیر China Aviation News نیز بیان داشت که پیمان آرتمیس با مستثنی نمودن روسیه و چین باعث ترویج استفاده غیر مسئولانه از منابع ماه و تشدید اختلاف درباره حاکمیت بر ماه می­گردد.

اظهارات کارشناسان حقوقی

با وجود واکنش منفی سریع برخی منتقدان چینی به پیمان آرتمیس، کارشناسان حقوقی این کشور از اعلام موضع فوری خودداری نمودند.

ما ژان­یووان، ‌استاد دانشگاه حقوق و علوم سیاسی چین از ضرورت تنظیم یک چارچوب بین­ المللی برای استخراج منابع فضایی از جمله ماه سخن به میان آورد. وی در مصاحبه ­ای با دو خبرنگار روزنامه Beijing News چنین بیان داشت که: «در حال حاضر حقوق فضا درباره بهره­ برداری از منابع ماه دچار خلاء است». با این حال، وی تاکید نمود که چنین چارچوبی و فعالیت­های ذیل آن بایستی در راستای منافع تمام بشریت صورت گرفته و هرگونه اقدامی از سوی ایالات متحده در جهت ایجاد قوانین خود برای بهره ­برداری از منابع فضایی،‌ تنها به منافع سایر کشورها آسیب خواهد رساند.

اما سایر حقوقدانان، اقدام آمریکا را الزاما روشی برای تضمین منافع یکجانبه این کشور تلقی ننمودند. یکی از اساتید حقوق بین­ الملل در پکن بر این باور است که مفاد پیمان آرتمیس می­تواند به نفع سایر کشورها نیز باشد. از نظر او،‌ پیمان آرتمیس در حال حاضر، نه یک قانون­سازی، بلکه راهی برای ایجاد رویکرد جدید است که هر کشور دارای قابلیت فضایی می­تواند از آن در آینده بهره­مند گردد.

علاوه بر این، وی تاکید نمود که اجرای موفقیت­ آمیز این پیمان توسط قدرت­های فضایی رکن اساسی مقبولیت بین­ المللی‌ آن محسوب می­گردد. او در ادامه بیان داشت که تنها کشورهای دارای فناوری فضایی پیشرفته از جمله ایالات متحده قادر خواهند بود تا هرگونه توافق بین­ المللی درباره فضا اجرا نموده و درباره آینده حقوق فضا رویه ایجاد نمایند.

دای ژین،‌ استاد حقوق دانشگاه پرکینگ که در آمریکا تحصیل نموده است، پیمان آرتمیس را صرفا راهبردی بلند مدت و پیشنهادی از سوی آمریکا تلقی نموده و آن را ابزاری از سوی این کشور جهت اعمال حاکمیت و تسلط بر فضای ماورای جو تلقی نمی­کند. وی بیان داشت که اقدام یک جانبه ایالات متحده تاثیر الزام­ آوری نخواهد داشت. بدون توافق با روسیه و چین، این پیمان صرفا جنبه رهنمود داشته و مقدمه­ ای برای ایجاد یک معاهده مبتنی بر رویه متحد­­الشکل دولت­ ها در آینده محسوب می­گردد. دیدگاه دای ژین در خبرگزاری فضایی تحت حمایت دولت چین بازتاب گردیده و تاکید اصلی آن بر روی منافع ایجاد یک چارچوب همکاری در فعالیت­ بر روی ماه، پیرو صدور پیمان آرتمیس می­باشد.

توصیف تفاوت در دیدگاه­ها

فارغ از از انتقادات رایج از سیاست فضایی آمریکا توسط رسانه ­های چینی، کارشناسان حقوقی نسبت به اهداف موازی ایالات متحده و چین در عرصه فعالیت فضایی آگاه­ اند. بدون توجه به امکان همکاری دوجانبه این دو کشور پیرو پیمان آرتمیس (امری که پیرو اصلاحیه Wolf[1] بسیار دشوار به نظر می­رسد)، چنین واکنش­هایی می­تواند نشانگر پذیرش اصول نهادین پیمان آرتمیس توسط دولت چین باشد.

پیمان آرتمیس علاوه بر منافع عام ناشی از چارچوب مشترک همکاری در ماه، بر هنجارهای عام و نوظهور نیز مبتنی است. برای مثال، تعهد پیمان به ارائه خدمات اضطراری مطابق با تعهدات مندرج در موافقتنامه نجات 1967، بیانگر چنین پایبندی است. همچنین در پیمان مقرراتی در رابطه با کاهش پسماند و حذف فضاپیماهای از کار افتاده لحاظ شده است. دولت چین در گذشته قوانین داخلی همسو با چنین اصولی، از جمله معیار صنعتی ملی چین تحت عنوان شرایط کاهش پسماند فضایی در سال 2006 صادر نموده است. این سند متعاقبا در سال 2015،‌ همسو با رهنمودهای کاهش پسماند صادره از سوی ایالات متحده و IADC اصلاح گردیده است.

با این حال، احتمال این وجود دارد که دولت چین همچنان از پیمان مزبور به عنوان اقدامی انحصارگرایانه یاد کند. ماه نقشی کلیدی در اهداف چین در راستای رهبری در عرصه فضایی داشته و دانشمندان چینی تاکید ویژه­ای بر پیشگام شدن این کشور در سکونت در ماه کرده‌اند. از این حیث، اقدام آمریکا مبنی بر رونمایی از پیمان آرتمیس پس از آزمایش موفق Long March 5b توسط چین، موید ادعاهای چین درباره تلاش آمریکا برای قاعده ­مند­سازی فعالیت­های این کشور محسوب می­گردد.

در هر حال، این امکان وجود دارد که ایالات متحده و چین درباره اصول مندرج در پیمان با هم به توافق رسیده و به صورت جداگانه نیز در راستای تحقق آن تلاش نمایند. با وجود محدودیت­های همکاری میان دو کشور، به نظر می­رسد که گسترش رویه آنها می­تواند در نهایت منجر به عملیاتی شدن پیمان گردد.


[1] اصلاحیه ­ای مورخ سال 2010 که طی آن،‌ ناسا از همکاری با دولت چین و نهادهای مرتبط با آن در زمین فضایی ممنوع گردیده است.

نویسنده: الیوت جی، دانشجوی دکتری دانشکده سیاست دانشگاه پرینستون آمریکا
مترجم: مرکز روابط و همکاری های بین المللی سازمان فضایی ایران
اجازه انتشار: قید نشده
نوع: ترجمه
آدرس وب سایت: https://thediplomat.com/