انتظار می رود تا سال ۲۰۳۰ خشکسالی و بیابان زایی به میزان قابل توجهی در آسیای جنوب غربی افزایش یابد

 | تاریخ ارسال: ۱۳۹۸/۶/۶ | 

گفتگو با مهندس عبدالرضا انصاری آملی، کارشناس حوزه مدیریت خشکسالی اداره کل سنجش از دور سازمان فضایی ایران
در زمینه مدیریت خشکسالی:


برطبق پیش بینی های سازمان ملل،‌ انتظار می رود تا سال ۲۰۳۰ خشکسالی و بیابان زایی به میزان قابل توجهی در آسیای جنوب غربی افزایش یابد. این پیش بینی بویژه برای کشور ما که بر روی کمربند خشک اقلیمی جهان قرار دارد و میزان بارندگی سالانه آن حدود یک سوم میانگین بارندگی در دنیاست، بسیار نگران کننده است. آثار خشکسالی بخصوص در شرایطی که راهکار های مناسب به منظور مواجهه با آن در مقیاس محلی، ملی و منطقه ای وجود نداشته باشد، می تواند بسیار مخرب باشد.
روند فزاینده خسارات ناشی از خشکسالی در طی دهه های اخیر، بدلیل تمرکز بیش از حد جامعه جهانی بر مدیریت پس از وقوع بلایا (مدیریت بحران)‌ نسبت به مدیریت پیش از آن (مدیریت ریسک) بیشتر شده است. اما در طی سال های اخیر، محققین به منظور کاهش عواقب ناشی از بلایا، به روش های کنترل و مدیریت بلایا پیش از وقوع روی آورده اند. این استراتژی لازم است تا هر چه سریعتر توسط کشور ما نیز دنبال شود. امروزه فناوری های نوین فضایی مانند سنجش از دور و سیستم های اطلاعات جغرافیایی نقش قابل توجهی در مدیریت ریسک بلایا ایفاء می نمایند. 
 

اگر بخواهیم یک تعریف جامع از خشکسالی ارائه دهیم ، چه می توانیم بگوییم؟
اساسا خشکسالی از جمله پدیده هایی است که یک تعریف ثابت و جهانی ندارد و با توجه به عوامل مختلفی مانند منطقه، اقلیم و برخی دیگر از فاکتورها می توان تعاریف متعددی از آن ارائه داد.
 
کمربند خشکی در دو نیمکره و موقعیت ایران در کمربند شمالی
 
بطورکلی دو دسته تعریف از خشکسالی وجود دارد. تعاریف مفهومی (Conceptual) و تعاریف کاربردی (Operational).
تعاریف مفهومی همان هایی هستند که در فرهنگ لغات موجود هستند. نمونه هایی از آن تعاریف به این شکلند:
مثلا واژه نامه American Heritage این تعریف را از خشکسالی (Drought) ارائه داده است: "دوره ی بلندمدت بدون بارش، بالاخص در طی فصل کاشت در مزرعه."
یا تعریف دیگری توسط Random House Dictionary به این شکل "دوره درازمدت آب و هوای خشک که خسارات زیادی به محصولات کشاورزی وارد نموده است " ارائه شده است و یا این تعریف که توسط فرهنگ لغات آکسفورد (Oxford Dictionary) ارائه شده است:
یک دوره غیرمعمول از آب و هوای خشک که مدت زیادی پایدار است و خسارات زیادی به محصولات کشاورزی وارد کرده و منجر به کمبود شدید آب در منطقه می شود.
اما این تعاریف بسیار کلی هستند و برخی از مفاهیم آنها روشن نیستند. مثلا "دوره دراز مدت"، "دوره غیر معمول" و "خسارات زیاد" عباراتی مبهم هستند و تا زمانی که این موارد به مقادیر کمّی تبدیل نشوند نمی توان خشکسالی را بررسی کرد.


منظور شما این است که یک کارشناس یا محقق نمی تواند با استفاده از این تعاریف وضعیت خشکسالی را از نقطه نظر علمی بررسی نماید؟
دقیقا. در چنین حالتی باید سراغ تعاریف عملیاتی و فنی از خشکسالی رفت که همان "تعاریف کاربردی" هستند و در برگیرنده مقادیر کمّی و متغیرها و پارامترهای مختلف هستند. اما این تعاریف نیز حتی مشکلات خاص خود را دارند.

این متغیرها و پارامترها چه هستند؟
این متغیرها مرتبط با خصوصیات خشکسالی می باشند که عبارتند از: زمان آغاز، زمان پایان، تواتر (فرکانس) وقوع، بزرگی، تداوم و شدت.
هریک از این خصوصیات می تواند براساس متغیرهای اقلیمی تعریف شوند. یکی از این پارامترهای اقلیمی، میزان بارندگی (بارش) است. بیایید به چند نمونه از این تعاریف در نقاط مختلف دنیا نگاهی بیاندازیم:
مثلا در یکی از مناطق ایالات متحده، خشکسالی به صورت "بارش کمتر از ۲.۵ میلی متر در مدت ۴۸ ساعت" تعریف شده است، یا در بریتانیا، "بارش کمتر از ۰.۲۵ میلی متر در یک دوره ی ۱۵ روزه" به عنوان خشکسالی تلقی می شود. یا مثلا در لیبی "میزان بارش کمتر از ۱۸۰ میلی متر در سال" و یا در بالی "یک دوره ۶ روزه بدون بارندگی" به عنوان وضعیت خشکسالی در نظر گرفته شده اند.
بنابراین می بینیم که می توان ده ها تعریف مختلف با توجه به منطقه و اقلیم موجود در آن منطقه در مورد خشکسالی ارائه نمود. پس نتیجه می گیریم که "تعاریف کاربردی" خشکسالی نیز اصطلاحا "مکان مختص" (Site Specific) بوده و نمی توان با استفاده از آنها یک تعریف جهانی برای خشکسالی ارائه داد.
علاوه برآن، تعاریف کاربردی خشکسالی ممکن است حتی"در یک منطقه" هم چالش برانگیز باشد و این چالش ها می تواند گاهی اوقات سبب اختلاف نظر بین سازمان های متولی خشکسالی مثلا سازمان های هواشناسی و کشاورزی در مورد زمان شروع و پایان خشکسالی گردد.


ممکن است که توضیح دهید چه اختلاف نظری ممکن است بین این دو سازمان رخ دهد؟
فرض کنید میزان بارش سالانه بالاتر از ۳۰۰ میلی متر در یک منطقه  از نقطه نظر هواشناسی به منزله ترسالی (نبود خشکسالی) محسوب گردد. این روند ممکن است حتی چند سال هم ادامه یابد، اما از نقطه نظر مسئولین بخش کشاورزی، همچنان وضعیت در حالت خشکسالی باشد.
به دلیل آنکه در بخش کشاورزی، تنها نرخ بارش اهمیت ندارد، بلکه دوره زمانی بارش نیز حائز اهمیت است. مثلا اینکه این میزان بارش در ابتدای فصل رشد محصول کشاورزی اتفاق افتاده باشد یا انتهای آن تفاوت می کند. به همین دلیل محققین تصمیم گرفتند تا خشکسالی را بر اساس حوزه تاثیر (Discipline) آن تعریف نمایند.


منظور از تعریف خشکسالی براساس دیسیپلین چیست؟
در حقیقت، در اوایل دهه ۸۰ میلادی، دو محقق آمریکایی به نام های Donald A.Wilhite و Michael H.Glantz در مطالعات خود، حدود ۱۵۰ تعریف از خشکسالی پیدا کردند. با توجه به این همه تعریف از خشکسالی، تنها راه باقی مانده، تقسیم بندی آنها بر اساس پارامترهای مرتبط با شاخه های مختلف هواشناسی، کشاورزی، هیدرولوژی و عوامل اقتصادی-اجتماعی بود. بر همین اساس خشکسالی برای هربخش جداگانه تعریف شد:
مثلا خشکسالی هواشناسی که به شکل ساده عبارتست از درصد کسر میزان بارندگی زیر مقدار میانگین بارش منطقه. خشکسالی کشاورزی که کسر میزان رطوبت خاک را ملاک وقوع خشکسالی می داند. خشکسالی هیدرولوژیک که مربوط به میزان کاهش آبهای زیرزمینی و سطحی می باشد و بالاخره خشکسالی اقتصادی-اجتماعی که به میزان تقاضای آب در یک منطقه بستگی دارد. همان خشکسالی که در برخی موارد از آن تحت عنوان "قحطی" نام برده می شود و پارامتر جمعیت در آن نقش بسیار مهمی ایفاء
می نماید.


پس تا اینجا نتیجه می گیریم که قبل از بررسی خشکسالی، باید مشخص کنیم که در کدامیک از شاخه های فوق می خواهیم وضعیت آن را بررسی کنیم؟
دقیقا. اما عامل محدود کننده ای در میان نیست. بخصوص آنکه انواع خشکسالی ها در یک واقعه (event) خاص، به شکل وقایعی متوالی اتفاق می افتند. یعنی خشکسالی عموما با کاهش بارش آغاز می شود که به معنی خشکسالی هواشناسی است و در صورت ادامه یافتن این وضعیت، با کاهش رطوبت خاک مواجه خواهیم گشت که به معنی شروع خشکسالی کشاورزی است. ادامه خشکسالی کشاورزی به کاهش سطح آبهای زیرزمینی منجر می شود که نشان دهنده شروع خشکسالی هیدرولوژیک است و همه این موارد در هر مرحله ای تاثیرات اجتماعی-اقتصادی خود را در جامعه باقی می گذارند. لذا می توان در تمامی ۴ حوزه، بویژه در فاز مدیریت ریسک (که هنوز انواع بعدی خشکسالی آغاز نشده)، ‌مطالعات را انجام داد و در نتیجه گیری نهایی تحلیل های هواشناسی، کشاورزی، هیدرولوژیکی و یا اقتصادی - اجتماعی را با هم تلفیق نموده و مناطق در معرض ریسک را پهنه بندی نمود.
 
پیش بینی وضعیت خشکسالی تا پایان قرن ۲۱(مناطق تیره تر در معرض وخیم ترین میزان عواقب ناشی از خشکسالی می باشند) 


منظور از فاز "مدیریت ریسک" چیست؟
مدیریت ریسک یکی از دو فاز کلی مدیریت بلایا می باشد. فاز دیگر آن، مدیریت بحران است. اما قبل از آنکه وارد این مفاهیم شویم، لازم است تا تفاوت خشکسالی را با بقیه بلایا ذکر کنیم.
فرض کنید می خواهیم خشکسالی را با سیل و زلزله مقایسه کنیم. مهمترین تفاوت این است که زلزله عموما در حوالی گسل ها و سیل در اطراف رودخانه ها و یا در خروجی حوزه های آبریز رخ می دهد، اما خشکسالی در هر مکانی ممکن است رخ دهد.
ضمنا سیل و زلزله معمولا در مقیاس محلی رخ می دهند اما خشکسالی عموما پدیده ای است که در مقیاس ملی و منطقه ای واقع می شود و تاثیرات آن نیز می تواند جهانی باشد. تفاوت دیگر در این است که خسارات خشکسالی برخلاف سیل و زلزله غیر فیزیکی (non-structural) می باشد و در بیشتر مواقع تلفات جانی (حداقل به شکل مستقیم) نداشته و یا بسیار محدود می باشد. چند تفاوت دیگر نیز بین خشکسالی و بلایایی مانند سیل و زلزله وجود دارد که اگر فرصتی باشد به آنها اشاره خواهد شد.


آیا نداشتن خسارات جانی و فیزیکی به معنای این است که باید به خشکسالی کمتر از سیل و زلزله اهمیت داد؟
به هیچ وجه. درست است که خشکسالی در بدو امر بدون خسارات جانی و فیزیکی می باشد، اما در دراز مدت و با توجه به وسعت منطقه تحت تاثیر آن، ابعاد فاجعه بار و میزان خسارات آن به ویژه بر حوزه های کشاورزی، اقتصادی و اجتماعی جبران ناپدیر خواهد شد. اصولا یکی دیگر از ویژگی های خشکسالی این است که عواقب آن اصطلاحا خزنده (Creepy) می باشد. یعنی حتی تا سالها پس از خاتمه آن، و حتی در حین ترسالی، عواقب خشکسالی های گذشته، در برخی از ابعاد اقتصادی – اجتماعی آن منطقه همچنان مشاهده می شود.
همه موارد فوق اهمیت مدیریت خشکسالی را در مقایسه با بلایای دیگر در کشور نشان می دهد.


فکر کنم الان بتوانیم وارد بحث فاز های مدیریت خشکسالی بشویم.
بله. اما ابتدا باید ببینیم که چرا مدیریت بلایا لازم است؟ 
خوب در حقیقت هر بلا یا مخاطره، دارای عواقب خاصی می باشد. این عواقب اغلب منفی و شاید باور آن سخت باشد حتی گاهی اوقات هم مثبت هستند که البته در این فرصت کوتاه، مجال پرداختن به آنها نیست. اما غالبا وظیفه مدیریت بلایا، کنترل، کاهش و پیشگیری از عواقب بد و منفی بلایا است.
بطورکلی مدیریت همه انواع بلایا یا مخاطرات دارای دو فاز ریسک و بحران است که به شکل خلاصه، کلیه فعالیت های مدیریتی قبل از وقوع بلایا را مدیریت ریسک و تمامی فعالیت های پس از وقوع را تحت عنوان مدیریت بحران نام می برند. اما هر یک از فازهای مدیریت ریسک و بحران نیز خود به فاز های کوچکتری تقسیم بندی می شوند و در مجموع این فازها، چرخه مدیریت بلایا را تشکیل می دهند.
مثلا فاز مدیریت ریسک، خود شامل فازهایی مانند پیشگیری و آمادگی  و فاز مدیریت بحران نیز شامل فازهای مقابله (پاسخ) و بازسازی و بازتوانی است که البته این تقسیم بندی بسیار کلی است و فاز های مختلف دیگری نیز در این چرخه وجود دارند.
 

آیا ممکن است در فاز مدیریت ریسک وقوع یک بلا را پیش بینی نمود؟
اساسا مدیریت ریسک با پیش بینی بلایا متفاوت است. یعنی بعضا ممکن است این دو مقوله را با یکدیگر خلط کنند. اما با توجه به آنکه پیش بینی بلایا نیز از جمله فعالیت هایی است که قبل از وقوع انجام می شود، از بخش های مدیریت ریسک محسوب می شود. اما پیش بینی بلایا همچنان یکی از چالش های بزرگ دنیای ما است و محققین در حال توسعه مدل هایی برای پیش بینی هستند و فناوری های نوین امروزه نقش بسیار مؤثری در توسعه مدل های پیش بینی بلایا ایفاء می نمایند.

کدامیک از این دو فاز ریسک و بحران  از اهمیت بیشتری برخوردارند؟
اساسا در طی دهه های اخیر، تمرکز مدیران بلایا روی فعالیت های پس از وقوع یا همان مدیریت بحران بوده است. اما با گذشت زمان، روند مخرب بلایا به شکل فزاینده ای شدت گرفت و عواقب بلایا با گذشت زمان بیش از پیش مخرب و غیرقابل کنترل و فاز پاسخ نیز، علی رغم پیشرفت علم و فناوری، سخت و سخت تر گشت. لذا محققین و مدیران این حوزه در سطح بین المللی به سمت برنامه ریزی بیشتر در زمینه فعالیت های پیش از وقوع بلایا توجه نشان دادند. لذا امروزه عموما معتقدند که نقش و اهمیت مدیریت ریسک، بیش از مدیریت بحران است.

خوب با توجه به آنکه در این مصاحبه، قصد شما صحبت در مورد مدیریت ریسک خشکسالی می باشد، لطفا بفرمایید که چگونه می توان این پدیده را با استفاده از فناوری فضایی پیش از وقوع مدیریت نمود؟
البته درست است که مدیریت ریسک، کلیهی فعالیت های مدیریتی قبل از وقوع بلایا را در بر می گیرد، اما این قضیه در مورد خشکسالی کمی تفاوت می کند.
یکی از اشکالات موجود در مدیریت خشکسالی بدلیل ویژگی دیگر این پدیده در مقایسه با سایر بلایاست و آن این است که زمان دقیق شروع و پایان آن مشهود نمی باشد و در بیشتر اوقات ناگزیر دو فاز مدیریت ریسک و خشکسالی به شکل همزمان اجرا می شوند. به عبارت دیگر اغلب بلایا دارای شروع و پایان تند و تیز و ناگهانی (Rapid) می باشند ولی خشکسالی اینطور نیست. از آن گذشته همانطور که قبلا گفتیم، ویژگی "خزنده بودن" عواقب و تاثیرات خشکسالی در طی زمان، ایجاب می نماید که حتی در حین ترسالی، همچنان مدیریت بحران در برخی حوزه ها ادامه یابد. 


در مورد مدیریت ریسک خشکسالی با استفاده از فناوری فضایی توضیح بفرمایید.
همانطور که گفتم در حوزه مطالعات خشکسالی، کمّی سازی برخی از مفاهیم، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. این موضوع در مدیریت ریسک بسیار برجسته می باشد. در حقیقت هدف مدیریت ریسک بلایا این است که اطلاعات توصیفی را به شکل کمّی در آورده تا مدیران و مسئولین ارشد کشور بتوانند به منظور کاهش خطرات آن، تصمیمات لازم و ضروری را اتخاذ نمایند. امروزه فناوری های نوین فضایی مانند سنجش از دور و سیستم های اطلاعات جغرافیایی قادرند تا در کمّی سازی مفاهیم توصیفی و تشریحی بلایا در فاز مدیریت ریسک نقش قابل توجهی ایفاء نمایند.

لطفا به شکل خلاصه در مورد نقش سنجش از دور در زمینه مدیریت ریسک خشکسالی توضیح بفرمایید.
امروزه نقش مؤثر فناوری های سنجش از دور و GIS در بیشتر شاخه های علمی محرز شده است. این فناوری ها با فراهم آوردن امکان دسترسی، پردازش و تلفیق حجم عظیمی از داده های مکانی مختلف از سطح زمین نقش بسیار مهمی در مدلسازی پدیده ها ایفاء می نمایند. بررسی و ارزیابی ریسک بلایا نیز یکی از شاخه هایی است که بدلیل نیاز مبرم به داده های کمّی ، به شدت به این فناوری ها وابسته اند.
روش های سنتی مدیریت ریسک بلایا بسیار زمان بر بوده و دسترسی به داده های مکانی دقیق نیز بسیار دشوار است. اما امروزه تصاویر ماهواره ای این امکان را فراهم آورده اند تا به اطلاعات دقیق، بهنگام و در سطح وسیع از پدیده های سطح زمین دسترسی داشته باشیم. فناوری سنجش از دور و GIS، قابلیت نمایش وضعیت ریسک را به شکل نقشه های رقومی برای ما فراهم می آورند. 


آیا تاکنون چنین نقشه ای برای ایران تهیه شده است؟
در حال حاضر چنین نقشه ای در اداره کل سنجش از دور سازمان فضایی ایران با استفاده از تصاویر ماهواره ای و فناوری GIS تهیه می گردد و لازم است تا ضمن دسترسی به لایه های اطلاعاتی زمینی و همچنین آمارهای دقیق بدست آمده از طریق سازمان های مرتبط و تلفیق آنها با تصاویر ماهواره ای، دقت چنین نقشه هایی افزایش یابد.

نحوه همکاری سازمان فضایی با نهادهای بین المللی در حوزه مدیریت خشکسالی چگونه است؟
این سازمان در سال های اخیر در حوزه های ظرفیت سازی و نیز انتقال تجربیات در زمینه کاربرد فناوری سنجش از دور در مدیریت خشکسالی با نهاد های بین المللی مانند UNSPIDER،‌APSCO  و RCSSTE-AP و چند سازمان دیگر همکاری داشته است. برگزاری دوره های بین المللی و تدریس توسط کارشناسان سازمان ، اجرا و انجام پروژه های تحقیقاتی مشترک و همچنین چاپ و انتشار تجربیات در قالب کتاب و مقاله از جمله فعالیت های مشترک سازمان با نهادهای مذکور می باشد.

 
کتاب تهیه شده توسط سازمان فضایی حاوی تجربیات و درس های آموخته شده در زمینه ی مدیریت خشکسالی با استفاده از فناوری فضایی که با همکاری دفتر منطقه ای UN-SPIDER تهیه شده است.



CAPTCHA

دفعات مشاهده: 310 بار   |   دفعات چاپ: 7 بار   |   دفعات ارسال به دیگران: 0 بار   |   0 نظر