دلايل توجيهي انتخاب و طراحي نشان سازمان فضايي ايران

 

اين گزارش به بررسي ساختار و فلسفه‌ي انتخاب و طراحي نشان سازمان فضايي ايران مي‌پردازد، كه در هفت بخش تقديم مي‌گردد.

دلايل، با توجه به روال طراحي و مديريتي كه از نگاه نشان‌شناسي و همچنين اصول اساسنامه‌ و شرح وظايف سازمان فضايي ايران اتخاذ و لحاظ گرديده‌اند. طرح اين دلايل نيز نمادي از هفت مرحله براي رسيدن به كمال، با نگرشي مديريتي و نشان‌شناسانه، مي‌باشد.

اصول و نشانه‌هاي به كار گرفته شده در اين گزارش عبارتند از:

  1. مركز نشان (آرم)؛ هسته‌ي مجموعه، پويايي و رسيدن به كمال/ حضور فرهنگ سازماني؛
  2. امواج؛ نشان گسترش و سرعت در تمام محيط‌ها و شرايط/ تأكيد بر بينش سازمان؛
  3. مدار؛ مسير حركت، ساختار پوياي سازماني، يكپارچگي دروني/ بينش راهبردي سازمان؛
  4. هفت سپهر؛ مراحل رسيدن به كمال و سعادت/ تطبيق راهبردها در بازه‌هاي زماني؛
  5. هلال ماه؛ نشان از نقطه‌ي عطف در پويايي، تكامل و رسيدن به هدف/ خودباوري؛
  6. نام ايران؛ حضور همه‌جانبه/ نگرش ملي و بومي و ايستادگي در ميادين بين‌المللي؛
  7. نماد ماهواره؛ نمادي از فضا و فناوري فضايي/ پيروي از نگرش فناورانه در امتداد راهبرد؛
 
 

 

مركز آرم، هسته‌ي مجموعه
اشکال هندسي در زندگي هميشه داراي کاربردهاي فراوان بوده و براي فعاليتهاي انسان الهام بخش و سمبل نيز شده است. دايره يکي از مهم‌ترين اين اشکال است كه در طول تاريخ به نمادي مقدس نيز تبديل شده است. ابتداييترين کاربرد دايره، چرخ و چرخدندهها هستند که از قديمالايام بکار رفته و ميروند. همچنين ابزار آلات زينتي چون تاج، گردبند، خلخال و حلقهها، کاربردي به اندازه تاريخ بشري دارند.

 در هنرهاي اسلامي ايراني، دايرهها، به شکل شمس و حلقه نوراني در اطراف سرايمه و بزرگان دين ديده ميشود. همچنين با توجه به کراهت صورتگري و مجسمهسازي در اسلام و ظريفانديشي شيعه، هنرهاي اسلامي به شکلهاي اسليمي، گل و بوته، نقشهايي ختايي سوق داده شد. اشکال و خطوط و ترکيب رنگ در مينياتورها ، تذهيبها و فرشها با زينت و ترکيب و نقش نگار پختهتري تکامل يافتند.
دايره برخلاف چندضلعي‌ها، همچون مربع، نمادي از پويايي و رسيدن به كمال در تمامي ابعاد است. مركز آرم از يك منحني بسته (بيضي) تشكيل شده است كه نشان از مجموعه‌اي پويا در راه رسيدن به كمال مي‌باشد.

در ايران باستان، نماد دايره به عنوان نمادي از كمال به شمار مي‌رفته است و اين عقيده تا به امروز پا بر جاي مانده است. همچنين دايره نمادي از حركت پيوسته و مدور آسمان است. طواف مسلمانان به دور خانه‌ي خدا نمادي از حركتي مدور و تشكيل دايره است. هنديها دايره را نماد جهان ميدانند و براي بوداييها دواير متحدالمركز، نماد آخرين مرحله‌ي تكامل معنوي است. دايره به خاطر حس حركت پويايي كه منتقل ميكند، نماد تغييرات زمين، خورشيد و آسمان نيز هست. به همين علت در معماري‌هاي سنتي كشورهاي مختلف، دايره به عنوان نمادي از حركت در محل عبادت افرادي كه مدام در حال جابهجايي بودند، به كار برده شده است. دايره در يك بيان، نماد كل جهان هستي و خورشيد است.

 

 امواج، نشانه‌ي سرعت و گسترش
در اطراف هسته‌ي اين مجموعه، كه به صورت يك بيضي نزديك به دايره ترسيم گرديده، امواجي در حال گسترش مي‌باشند. اين امواج، حركت و پويايي هسته‌ي مجموعه را به ظهور مي‌رسانند به صورتي كه ما كاملاً سرعت و شتاب بالاي مجموعه را در محيط حس مي‌نماييم. با تعريفي دقيق‌تر، اين امواج همان امواج ماخ هستند كه در محيط‌هاي مختلف (سيال)، خود را بروز مي‌دهند، يعني پويايي و سرعت هسته‌ي مجموعه در تمام محيط‌ها و شرايط . امّا از طرف ديگر، اين امواج، نشاني از انتشار امواج و گسترش اطلاعات در همه‌ي جهات و در حقيقت گسترش اين مجموعه دارد، كه نمادي از بينش مجموعه مي‌باشد.

 





مدار، مسير حركت
همانطور كه گفته شد، مجموعه با پويايي و شتاب در حال حركت در محيط‌ها و شرايط گوناگون است امّا بايد اين سئوال را مطرح نمود كه در كدام مسير و جهت اين حركت ادامه خواهد يافت؟
با ترسيم يك مدار منفرد در كل محيط (شرايط) مجموعه‌ي مركزي (هسته)، جهت و مسير مشخص مي‌گردد. اين مسير از انتهاي بالاترين موج منتشر شده از هسته‌ي مجموعه شروع شده و انتهاي آن به محل انتشار امواج پايين و ابتدا و رأس هسته‌ي مجموعه ختم مي‌گردد.به بياني ديگر، مسير حركت اين مجموعه خود پويا و رو به تعالي بوده (حركت دايروي) با تأكيد بر اين نكته كه در اين مجموعه از كوچكترين عضو تا رأس مجموعه، همگي در حركت مي‌باشند و در پيش راندن اين مجموعه به يكديگر ياري مي‌رسانند.از سوي ديگر، در انتهاي انتشار و گسترش اين مجموعه، ما شاهد بازخورد از دورترين نقاط به رأس مجموعه هستيم كه نشان از يكپارچگي اين سامانه در تمامي جهات مي‌باشد. لذا اين بخش از نماد، منظري از بينش راهبردي مجموعه مي‌باشد.

 

هفت سپهر، هدفي والا
هفت، تعداد امواج ياد شده مي‌باشد. از نگاهي ديگر مي‌توانيد لايه‌هاي رسيدن به گسترش و تعالي را در هفت طبقه مشاهده نمود. هفت لايه، هفت طبقه و يا همان هفت فلك كه در نهايت به فلك‌الافلاك مي‌رسد. فلك‌الافلاك در ستاره‌شناسي باستاني ايراني-اسلامي نمادي از تعالي و رسيدن به سعادت مي‌باشد.همچنين اين امواج مي‌تواند نمادي از هفت شهر نيز باشند. بطليموس در دو قرن پيش از ميلاد بر اساس تفاوت حرارت، سرزمينهاي شناخته شده آن روزگار را به هفت اقليم تقسيم کرده است از آنجا که تقسيم بندي بطليموس بر اساس دايره‌هاي مداري است اقليم‌هاي هفت‌گانه را اقليم‌هاي هندسي نيز ناميده‌اند.
به نظر صاحب‌نظران، اصطلاح هفت شهر، هفت اقليم و هفت وادي که در ادبيات و حکمت ايراني وارد شده است الهامي از نظريات بطليموسي را در خود دارد. اجرام آسماني به دو دسته ثوابت و اجرام متحرک و متغير تقسيم‌بندي شد و اجرام متغير شناخته شده آن روز، خورشيد، زمين، بهرام، تير، عطارد، مشتري و زحل هر کدام در مداري و آسماني تصور شدند: آسمان اول، آسمان دوم تا هفت آسمان يا همان هفت سپهر، نمادي از مراحل رسيدن به تعالي و يا همان تطبيق راهبردها در بازه‌هاي زماني. 


 

هلال ماه، نمادي آشنا
نمادها نقش بزرگي در زندگي بشر ايفا کردهاند. نه تنها در تاريخ و لابهلاي سطور کتابها، بر پيکره حجّاري معابد و کاخها يا بر ديواره‌ي غارها و نقوش سفالينهها، که اطراف ما پر از نمادهايي است که هر روزه، دانسته يا نادانسته، آنان را مي بينيم يا گهگاه به کارشان ميبنديم.هلال ماه، آشناترين نماد از آسمان است. از دير باز هلال ماه مورد توجه بشر بوده و در بسياري از اديان نيز به آن توجه خاصي شده است. در دين مبين اسلام نيز رويت هلال ماه بسيار اهميت داشته و براي آن تدابير دقيق و بسياري انديشيده‌اند.هلال ماه نشاني از آسمان، شب، آرامش، عروج و ... مي‌باشد كه اگر بخواهيم براي آن توصيفي كوتاه داشته باشيم تنها ذكر يك عبارت كافي است: نمادي آشنا.
در نگاهي مكمل، هلال ماه نقطه‌ي عطفي در رسيدن، پويايي و هدف است. نكته‌ي مهم آن است كه اين هلال از درون مجموعه و گسترش آن برمي‌آيد و چيزي جز خودباوري نيست.

 

نام ايران، نشان ملي
ايران، سرزمين نجيب‌زادگان. جايي كه ما بدانجا تعلق داريم، تعلق ظاهر و خاطر. به همين سبب نياز به نماد، نشانه و يا مفهومي از ايران امري واجب و ضروري مي‌نمايد تا حضور اين مجموعه در تمامي محيط‌ها (مجامع بين‌المللي) و شرايط‌ها (زمان و مكان) به صورت مستقل و داراي هويتي استوار و غني باشد.

ايران
براي تحقق اين امر، هسته‌ي مجموعه در پوشش ايران بايد قرار بگيرد. اگر اندكي به نحوه‌ي تكامل و گسترش مجموعه توجه كنيم در مي‌يابيم كه اين بينش و راهبرد از مسيري جز بطن ايران نمي‌گذرد.كلمه‌ي ايران در دو زبان رايج مورد استفاده در حيطه‌ي فعاليت‌هاي سازمان فضايي ايران (فارسي و انگليسي) در دو طرف آرم تحرير شده است كه در حقيقت تكامل فونت و نوشتار لوگوتايپي باعث تلطيف بيان كلمه به صورت شفاف مي‌گردد. كلمه‌ي ايران به زبان فارسي در بازوي بزرگ‌تر و كلمه‌ي ايران در زبان انگليسي در بازوي كوچك‌تر نهفته است كه در واقع اين مسأله به نوعي نگرش ملي و بومي و ايستادگي در ميادين بين‌المللي را پررنگ‌تر از پيش به نمايش مي‌گذارد.

مراحل نوشتن كلمه‌ي ايران را در سه مرحله‌ي روبرو، از راست به چپ، مشاهده مي‌نماييد.

ماهواره، نمادي از فضا
بايد در ميان نمادها و سنبل‌هاي باستاني و فناوري‌ها و دانش امروز، ارتباطي جست. ارتباطي كه هرچند در نگاه اول سخت مي‌رسد، امّا در عمق خود سخن از پيشينه‌اي قوي براي رسيدن در جايگاه مطلوب و پيشرو مي‌باشد.
ماهواره‌ها معمول‌ترين نماد از فضا هستند كه ساده‌ترين نوع آن‌ها به صورت يك كره مي‌باشد. بيضي مركزي همان ماهواره است كه در مدار خود به سير مسير پرداخته و اطلاعات را از جايگاه مرتفع خود به تمامي نقاط مي‌گستراند.
 

جهت دریافت فایل لوگوی سازمان اینجا رو کلیک کنید.




Copyright © 2007 IRANIAN SPACE AGENCY استفاده از مطالب این سایت با ذکر نام سایت مجاز می باشد
مجری فنی سیستم مدیریت وب سایت: گروه شرکت های توسعه انفورماتیک ایران
تولید کننده سیستم های پیشرفته مدیریت دانشنامه های علمی در ایران